شب ها به وقت خواب از طرف من وجدانت را ببوس اگر بیدار بود … !
شاید با دروغ هایت مثل شب آرام باشی … اما برای من مثل روز روشنی …
چشمهای تو شفافترین برکه هاست اما قامت من شاید آنقدر بلند که توی چشمهای تو جا نمی شود باید برای عاشقی هایم دریا می جستم !
به بعضیا باید گفت بى زحمت دست به دست خودتو گموگور کن نبینمت …
به بعضیا باید گفت : شما سیرابی گاوم نیستی چه برسه به جیگر ما !!!
هر چقدر عطـــرت را عوض کنی باز هم تنـــت، بوی کثیف خیـــانت را میدهد… عزیز لعنـــتی ام…
اشتباه من املایی بود ، من فقط او را همدرد نوشتم ، گویا او هم ، درد بود …
منطقی حرف زدن با بعضی ها، حتی از پوشیدن دمپایی انگشتی با جوراب هم سخت تره !
ببند در آن دلت را … که به روی همه باز است یخ کردم …
حالم به هم می خورد از کلمه های “عزیزم” و “عشقم” ؛ من را همان “ببین” صدا کن…!
عاشق آن لحظه ام که نه از تو و نه از تعلقات تو خبری نیست . . .
بعضیا ﻣﺜﻠﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺻﻨﺪﻟــی ﺳﯿﻨﻤﺎ ﻣﯿﻤﻮنن .! ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺎﻝ ﺗﻮﺋﻪ ﯾﺎ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯽ…
نـشـستـه ام… بـــیـاد ِ کــودکــی هـــایــم ، دور ِ “غــلـط“هــا ، یـک خــط ِ بـستـه مـی کـــشـم ! دور ِ تــــــــو !
نگران اشک هایم نباش ! از لبخندم بترس که معنایش اشک های فردای توست …
محبت هایت را شمردم ! درست بود اما این عشقت را پس بگیر ، گوشه ندارد …
درد مـــــن چشمـــــانـــی بــــو د کــه بــه مــن اشکــ ! هدیـــه میــــداد و بــه دیگــــران چشمــــــــکــ ـ ـ ـــ !
آدم نیمرو باشه ولی دورو نباشه …
با اونایى که دستشون به دهنشون نمیرسه درست حرف بزن، ممکنه دستش به دهن تو برسه !
بعضیا هم مثه این دیوارای تازه رنگ شده میمونن ؛ فقط هستن ولی نمیشه بهشون تکیه کرد ، اگرم تکیه کنی سر تا پای خودتو کثیف کردی …
یه سری از عقل فقط دندونشو دارن . . .
.