باز در كلبه ی عشق عكس تو مرا ابری كرد.عكس تو خنده به لب داشت ولی اشك چشم مرا جاری كرد
دبیر فارسی بودم نامت را اولین غزل از صفحه کتابها می نهادم اگر دبیر جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش میکردم تا معادله محبت پدید آید اگر دبیر هندسه بودم ثابت می کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت
بوسه ام را می گذارم پشت در قهرکردی قهرکردم سر به سر تو بیا در را تماما باز کن هر چه میخواهی برایم ناز کن من غرورم را شکستم داشتی ؟ آمدم حالا تو با من آشتی ؟